روزانه های علی جونم...
سلام نازنینم خوبی خوشی خدارو شکر دوستای خوبم ایشالا که شما و گل های دوست داشتنی هاتونم خوب باشه نماز و روزهاتون قبول ... نفس مامان چون این روزها روزه ام زیاد حوصله نمیکنم بیام برات بنویسم الان خونه نیستی از فرصت استفاده کردم این پست رو دارم مینوسم آخه اینم بگم اصلا اجازه نمیدی به لپ تاپ دست بزنم با اخم ازم میگیری میگی مال منه بابایی برام بازی زده منم تسلیم میشم و چون راضی نیستم زیاد بازی کامپیوتری کنی لپ تاپ رو قایم میکنم تا بازی دیگه ای سرگرم بشی... اینجا داری با علی رضا جون ایکس باکس بازی میکنی... عزیزم از اول ماه رمضون دو بار خونه مامان جون رفتیم افطاری و چند باری خونه مادر و یه بارم خونه پسر عمه بابا...
نویسنده :
مامان علی(نازی)
15:40










